احسان سجادی حسینی با اشاره به اینکه میزان مخاطبان سریال «بدنام» تا این لحظه رضایتبخش بوده، تاکید کرد که در ادامه سریال نیز مخاطب با غافلگیریهایی روبرو خواهد شد.
احسان سجادی حسینی کارگردان سریال «بدنام» در گفتوگو با خبرنگار ایلنا، درباره تفاوت پیش بینی سازندگان از میزان مخاطب پیش از پخش سریال اظهار کرد: حقیقتش در کارنامه حامد عنقا سریال پرمخاطب و عجیب زیاد است اما استقبال مردم از «بدنام» فراتر از انتظارات همه ما و یادآور استقبال از قلب یخی و آقازاده در زمان خودش بود. هر چند که امروز هم تعداد آثار در جامعه و هم سطح مخاطب فرق کرده و بدنام به روایت پلتفرم و نظرسنجی ها حتی از آقازاده هم پر مخاطب تر است.
سجادی حسینی درباره تعداد مخاطبین سریال گفت: قسمت اول ما تا امروز به مرز ۱۰ میلیون مخاطب واقعی رسیده است. و این روند همینطور ادامه دارد البته از روزیکه اینترنتها به حالت عادی برگشت حجم مخاطبان بیرون فیلیمو خیلی بیشتر شده است. روایت فنی سه میلیون wdr که خب فرمول و الگوریتم محاسبات آن را پلتفرم قبلا مفصل توضیح داده. عددی کاملا منحصر به فرد نه تنها در پلتفرم فیلیمو -که تقریبا هشتاد درصد سهم بازار رسمی را در اختیار دارد- بلکه در کل صنعت نمایش خانگی.
او در ادامه با اشاره به اینکه تا امروز «بدنام» پرمخاطبترین سریال ساخته شده در فیلمیو بوده و گفت: البته واقعیتش زمانی این عدد برای من جذاب شد که فهمیدم رکوردهای قبلی سریالهای فیلیمو در میزان مخاطب واقعی قسمتهای اول تا نیمه یک سریال، حدود نصف بوده. تازه آن هم پس از پایان پخش آن سریال ها در حالی که «بدنام» اکنون به نیمه پخش خود رسیده. البته که حتماً امروز با گسترش سطح نفوذ بازار فیلیمو در بازار میتوان به عددهای بالاتری هم رسید. و خب هنوز هم متاسفانه شبکههای ماهوارهای و کانالهای تلگرامی همچنان درصد بالا و حجم اصلی مخاطب آثار ایرانی را در اختیار دارند.
سجادی حسینی با بیان اینکه قسمت اول بدنام دو برابر هر سریال دیگری در فیلیمو تا امروز مخاطب داشته ادامه داد: این عدد طبق گفته دوستان فیلیمو عددی بسیار جذاب و در عین حال عجیبی است. البته من درک میکنم چرا اعداد آثار نمایشی به شکل دقیق منتشر نمیشوند به هر حال محتواهای دیگری هم هستند و شاید رسانهای کردن اعداد آثار مختلف باعث لطمه خوردن مخاطب آنها شود یا ملاحظاتی که ممکن است در بحث مدیریت رسانه وجود داشته باشد. اما نکته جالب در این آمار و ارقام برای خودم این بود که مخصوصاً در این چندین هفته اخیر قسمتهای جدید «بدنام» حتی رکورد مخاطب قسمت قبلی خودش را هم میشکند.
سجادی حسینی با اشاره به اینکه قسمت ۱۶ بدنام دومین شروع پرمخاطب یک قسمت در بین قسمتهای سریال بوده، تصریح کرد: تدوام و افزایش تماشاگر بعد از ۱۶ هفته برای دیدن سریال اتفاق بسیار لذت بخشی است. حقیقتاً شنیدن این حجم از استقبال مردم در این شرایط سخت و همزمانی با ایام خاص و رویدادهای مختلف، بخش زیادی از خستگی خودم و تمام تیم درجه یکی که با آنها، و طی یک سال تلاش، «بدنام» ساخته شده را از تنمان بیرون کرد. همانطور که اشاره کردم این اعداد فقط مخصوص مخاطب رسمی ماست نه مخاطب غیر رسمی. در کنار اینها با همه کم لطفیها و شاید خصومت و حسادتهای خواسته و ناخواسته که الان وقت باز کردن آن نیست، همین که ساعتی مردم فارغ از هر چیزی با بدنام همراه میشوند و لحظاتی را به جهت حسی تجربه میکنند با هر واکنش و سلیقهای برای ما بس است. واکنشهایی که مردم در خیابان و تاکسی و فضای عمومی و شبکههای اجتماعی … دارند هم بسیار روحیه بخش و جذاب است و حتی عزیزان خارج از ایران هم از طریق شبکههای اجتماعی لطف زیادی به بدنام ابراز کردهاند که این ما را خیلی دلگرم کرده و امیدوارم همراهی مخاطبان عزیزمان همچنان تا قسمت آخر مردم هم ادامه داشته باشد که اصل این است و باقی چیزها فرع و امیدوارم در نهایت با رضایت آنها پرونده این سریال بسته شود.
کارگردان بدنام با توضیحاتی درباره نیمه دوم سریال تاکید کرد: واقعیتش این است که ما تازه در ابتدای نیمه دوم سریال هستیم و با توجه به اثری که ساختهایم می دانم چه به لحاظ وقایع داستانی و چه به لحاظ مسائل روحی روانی شخصیتهای قصه احتمالاً غافلگیریهای بسیار زیادی هنوز برای مخاطب داریم و میتوانم این قول را به آنها بدهم که بدنام تا دقایق آخر قسمت پایانیاش ارزش پیگیری و دنبال کردن وقایعی که بر شخصیتهایش میگذرد را دارد. راستش از منتقدین هم تقاضا دارم خود سریال و قصهاش را بدون حواشی و در طول گستردگی جهانش ببینند و دربارهاش بگویند نه صرف قضاوتهای گاه دیکته شده و حواشی بیرونی. بدنام برای لحظههای درونی و احوال و عواطف احساسی در روزهایی که خبرهای تلخ زیاد است ساخته شده است.
وی افزود: اگر از چشم برخی واقعاً آنطوری که می گویند این سریال بد است پس چرا انقدر مخاطب دارد؟ تا این اندازه مخاطب ایرانی که به انواع و اقسام آثار درجه یک خارجی روی همان پلتفرم دسترسی دارد احمق فرض شده؟ و اگر این مخاطب برای فلان اثر بی مخاطب بود حتماً برایش تعریف دیگری پیدا میکند. حرف یک فیلم سینمایی نیست، حرف ۵ ماه دنبال کردن یک قصه ملودرام و عاشقانه است. باور کنید کار سختی است مخاطب سخت پسند امروز را با داستان نرم و احساسیای مثل بدنام ۱۷ هفته نگه داشت. مخاطب تعارف ندارد.
کارگردان بدنام با تاکید بر اینکه کار در پلتفرم یعنی کار در بخش خصوصی گفت: پرمخاطب شدن وظیفه یک سریال بخش خصوصی است! اینجا حرف سرمایه مردم است. جایی مثل صدا و سیما نیست که از بودجه عمومی آزمون و خطا کرد تا استعداد پرورش دهد یا بلندپروازیهای چند صدمیلیاردی بدون توجه به نتیجه داشت و این مسالهای است که چرخه را قطع خواهد کرد. اینجا باید کار پرمخاطب ساخت تا سرمایهها برگردد، با پول بخش خصوصی کسی نمیتواند آزمون و خطا کند و حتماً ما خوشحالیم که تا اینجای بدنام این کار را به بهترین شکل برای فیلیمو انجام دادیم. اما آیا مدعی این هستیم که بهترین سریال تاریخ را ساختیم؟ خیر. حتی درباره شرایط تولید کار و جنگ و اتفاقاتی که یک تیم چند ده نفره درگیرش بود هم حرفی نزدیم. نیازی هم نبوده، ولی یادتان باشد هر کسی چه منتقد چه سریال ساز بگوید مخاطب نمیخواهم هم دروغگوست هم ریاکار. داشتن مخاطب اولین هدف ساختن یک سریال است آن هم در بخش خصوصی.
وی در پاسخ به اینکه آیا گفتگویی که در خصوص ممیزی سریال داشته، واکنش خاصی به همراه داشته یا خیر، صحبتهایش را به پایان رساند و گفت: اتفاق عجیبتری که نیفتاد اما انگار تعداد اصلاحیهها بیشتر شد و اگر همیشه اواسط هفته نکات به دست ما میرسید، مثلاً این بار به آخرین لحظات پیش از پخش موکول شد. ولی احتمالاً این اتفاق تصادفی است و رفقای ساترا پختهتر از این هستند که بخواهند واکنشی به یک گفتگوی رسانهای نشان بدهند. اما بهرحال همچنان برای حرف زدن درباره این چیزها زود است و دلیلی هم ندارد ذهن مخاطب درگیر این مسائل باشد. بقیه کارها هم این موارد را دارند.
تحلیل خبر
روش آزمایش و خطا در مدیریت، خسارت آفرین است
دکتر محمدمهدی جعفری زاده
نه فقط در حوزه هنر و فرهنگ نمیتوان با پول بخش خصوصی، آزمون و خطا کرد بلکه با پول بخش دولتی و خزانه مملکت هم، هیچکس نباید به خود حق دهد که روش آزمایش و خطا را در حوزه مدیریت خویش در پیش بگیرد. اصولاً در علم مدیریت، روش آزمایش و خطا به عنوان یک روش پذیرفته شده نیست و در بین روشها و سبکهای مدیریتی، این روش جایی ندارد. دلیل آن هم واضح و روشن است چرا که روشهای علمی تابع مجموعهای از اصول و قواعد و فرمولهایی است که حساب شده و ضابطه مند است و بر مبنای آنها میتوان نقشه راه کشید و برنامههای کوتاه مدت، میان مدت و درازمدت را براساس آنها، تدوین و تنظیم کرد.
کسی که میخواهد با روش آزمون و خطا مدیریت کند به زبان حال میگوید چیزی از مدیریت بلد نیستم و تیر را در تاریکی رها میکنم یا به هدف میخورد یا نمیخورد!
این نابلدی در حوزه فرهنگ و هنر فاجعه میآفریند چرا که برخی برخوردهای غلط فرهنگی با مردم، آنها را به عکسالعملهایی وامیدارد که دقیقاً ضد فرهنگی است. نمونه آن، موضوع حجاب و اینترنت بود که آثار آن هر روز در جامعه قابل مشاهده است.
فساد فرهنگی، بدتر از فساد اقتصادی است چرا که اگر فرهنگ به سمت منفی متمایل شد، دیگر برگشت آن به نقطه اول ناممکن خواهد بود.
شاید یک شبه بشود مردم را پولدار و ثروتمند کرد ولی یک شبه نمیتوان فرهنگ یک ملت را تغییر داد.