منابع گزارش دادند که نخست وزیر عراق با به عنوان میانجی برای پایان دادن به تنش میان ایران و آمریکا به تهران سفر میکند.
به گزارش ایلنا به نقل از شفق نیوز، منابع آگاه فاش کردند که «علی الزیدی»، نخست وزیر عراق، قصد دارد در پایان هفته جاری سفری رسمی به تهران داشته باشد.
این منابع به در گفتوگو با شفق نیوز اظهار داشتند که سفر الزیدی به تهران در چارچوب یک اقدام دیپلماتیک با هدف تقویت نقش بغداد در کاهش تنشهای منطقهای انجام میشود.
بر اساس گزارش، الزیدی ابتکاری عراقی را با هدف کمک به پایان دادن به تنش نظامی فعلی بین ایران و ایالات متحده و تلاش برای گشودن کانالهایی برای گفتوگو بین دو طرف، ارائه خواهد کرد.
به گفته این منابع الزیدی این دیدگاه را در دیدار هفته گذشته خود با «دونالد ترامپ»، رئیس جمهور آمریکا در واشنگتن ارائه کرد و این ایده توسط طرف آمریکایی به عنوان گامی که میتواند به مهار بحران و جلوگیری از گسترش رویارویی کمک کند، مورد استقبال و حمایت قرار گرفت.
در این گزارش افزوده شد: «الزیدی در جریان سفرش به تهران، پیشنهاد خواهد داد که بغداد در آینده نزدیک میزبان نشستی با حضور مقامات ایران و ایالات متحده باشد که هدف آن پر کردن شکافهای دیدگاههای طرفین و هموار کردن راه برای گفتوگوی مستقیم یا غیرمستقیم بین دو طرف است. اقدامی که به عنوان بخشی از تلاشهای عراق برای کاهش و جلوگیری از تشدید بیشتر تنشها که میتواند بر امنیت و ثبات منطقه تأثیر منفی بگذارد انجام میشود.»
تحلیل خبر
میانجیها؛ کدامیک کار را تمام میکنند؟
دکتر محمدمهدی جعفری زاده
در خبر آمده است نخست وزیر عراق که به تازگی سکان نخست وزیری را عهدهدار شده، جهت میانجیگری بین ایران و آمریکا به تهران سفر میکند.
چند روز پیش وی در سفری به آمریکا با ترامپ دیدار و
گفت و گو کرد. محافل خبری و تحلیلی چنین حدس زدند که وی صرفاً جهت خلع سلاح شبه نظامیان عراقی به گفت و گو با ترامپ پرداخته و از وی خواسته شده که به سرعت این کار را انجام دهد. بعضی صاحب نظران گفتند علاوه بر مورد فوق، بازسازی اقتصاد عراق و مراودات و مبادلات تجاری نیز در برنامه این دیدار بوده، ولی حالا مشخص شده که هدف سومی هم در این دیدار وجود داشته و آن طرح جدید مذاکره بین ایران و آمریکا در بسته ابتکاری وی بوده است.
تاکنون کشورهای عمان، قطر، پاکستان، ترکیه به طور جدی و بعضی کشورهای دیگر به صورت ضعیفتر، سعی کردهاند خود را به عنوان میانجی میان آمریکا و ایران معرفی کنند اما تفاهمنامه اسلام آباد پاکستان پیشرفت بیشتری کرده بود که متاسفانه هر دو کشور آمریکا و ایران، یکدیگر را متهم به شروع حملات جدید در تنگه هرمز و نقض تفاهمنامه کردند و با گسترش این حملات، عملاً این تفاهم نامه نیز که میخواست طی 60 روز به توافق نامه و صلح پایدار تبدیل شود، سقوط کرد. حال معلوم نیست اگر میانجیهای دیگری با طرحهای جدید وارد این عرصه شوند و حتی به تفاهم نامه جدید یا ترمیم تفاهم نامه فعلی منجر شود، چقدر میتواند دوام داشته باشد. به نظر میرسد قبل از اینکه میانجیها مداخله کنند ابتدا باید هر دو طرف مخاصمه، اراده جدی برای توافق یا صلح داشته باشند و بخواهند واقعاً آن را به نتیجه و سرانجام برسانند، سپس وارد مذاکره شوند. با حال و هوای کنونی بین ایران و آمریکا هیچ کشوری نمیتواند میانجی موفقی باشد و این دور و تسلسل گاهگاهی تکرار میشود ولی بینتیجه در میانه راه، اعتبار خود را از دست میدهد. هر دو طرف هم یکی دیگری را مقصر میداند.
ادامه این جنگ فرسایشی برای هر دو طرف خسارت زاست ولی فشار آن بر زندگی مردم ایران، بسیار بیشتر از مردم سایر نقاط جهان است.