دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین تصریح کرد: هیچ جنگی بیانتها ادامه ندارد و مسئله مذاکره ادامه همان دفاع مقدس است.
به گزارش ایلنا، محمدرضا باهنر دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین در نشست ماهانه این تشکل سیاسی با تاکید بر اینکه هیچ جنگی بیانتها ادامه ندارد، تصریح کرد: مسئله مذاکره ادامه همان دفاع مقدس است.
وی با اشاره به حضور مردم در خیابانها و میدانها افزود: از ارکان دفاع مقدس، مردم مبعوثشده هستند که بیش از ۲۰۰ شب است در خیابانها جانفدای نظام اسلامی شدند و از نیروهای مسلح ایران و از انقلاب اسلامی دفاع میکنند.
باهنر یادآور: همه خواست دشمن از ایجاد جنگ تحمیلی، شناختی، اقتصادی این است ملت خسته شوند و بین امت و امام فاصله بیفتد. از ترفندهای دشمن این است دوقطبی «جنگ و نه به جنگ» در میان مردم و حتی طرفداران جانفدای نظام به وجود آورد.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام تصریح کرد: تقریباً تمام شهروندان ایران عزیز بر تمامیت ارضی تعصب دارند و در این زمینه تا پای جان میایستند. موضوع استقلال سیاسی نیز از شاخصههای بسیار ارزشمند است. هیچ کشوری از زمان پیروزی انقلاب اسلامی نتوانسته است جمهوری اسلامی را متهم کند تحت نفوذ یکی از قدرتهای بیگانه است.
باهنر یادآور شد: در طول ۲۰۰ سال پیش از انقلاب اسلامی هر زمان جنگی در ایران رخ داد، با جنگ یا بدون جنگ، قسمتی از خاک ما به دست بیگانه افتاد اما در جنگ ۸ ساله با رشادت رزمندگان اسلام یک وجب از خاک ما دست بیگانه نیفتاد.
وی گفت: نیروهای مسلح، دیپلماتها و مردم مبعوث شده ایران سه ضلع مثلث اقتدار نظام هستند که دشمن آمریکایی و صهیونیستی تمام تلاشش را برای شکستن اضلاع این مثلث اقتدار به کار میبرد.
تحلیل خبر
مذاکره؛ گسلی میان تندروها و میانه روها
دکتر محمدمهدی جعفری زاده
در کشور ما، طیفهای عمده سیاسی درون نظام، تحت نامها وعناوین مختلف در مقاطع زمانی متفاوت شناخته شدهاند از جمله: چپ و راست، اصلاح طلب و اصول گرا، میانه رو و تندرو و اخیراً به نام تعامل گرایان و تقابل گرایان.
یکی از موضوعاتی که چند سالی است، وجه ممیزه این دو گروه شده، موضوع «مذاکره» است. تندروها یا همان تقابل گرایان از مخالفان جدی مذاکره هستند و معتقدند عامل تعیین کننده پیروزی بر دشمن، زور و میدان جنگ است. اینان بدون توجه به وزن نظامی دشمن، جنگ و کارزار را بر مذاکره و دیپلماسی ترجیح میدهند و به پیامدهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و رضایت یاعدم رضایت مردم هم کاری ندارند.
اینکه نتیجه جنگ در داخل و خارج از کشور چه خواهد شد، در تخیل آنها شکست قطعی دشمن است. به تعداد کشته شدهها، مجروحان و معلولان، ویرانیها، افزایش مشکلات مردم و .... نمیاندیشند بلکه آن را لازمه یک زندگی ایده آل و شرافتمندانه میدانند.
اما در طرف مقابل، میانهروها و تعامل گرایان معتقدند همیشه و همه جا، جنگ به پیروزی مورد دلخواه ما منجر نمیشود بلکه اگر بتوانیم به فرض مقاومت سرسختانه داشته باشیم، با نابودی زیرساختها و ویرانی بخشهایی از کشور و هزینههای هنگفتی که خرج جنگ میشود، درصورت ماندگاری ما، کشور، مردم و دولت ضرباتی میخورند که سالها کشور را به عقب می راند و در حین جنگ و دههها پس از جنگ باید تلاش کرد تا آثار منفی و ویرانگر جنگ را جبران و ترمیم کرد. میانه روها و تعامل گرایان که بخش عمدهای از اصولگرایان و اصلاحطلبان هستند به منطق عقل و اقناعسازی افکار عمومی داخل و خارج کشور بیشتر اهمیت و بها میدهند و معتقدند در کنار
قدرت نظامی باید توان و قدرت دیپلماسی را چندین برابر قویتر کرد تا چهرهای مثبت و صلحطلب از ایران، به مردم داخل و خارج از کشور نشان داده شود.
آنچه مسلم است بنابه ضرب المثل «گرهای که با انگشت باز میشود نباید با دندان باز کرد» باید سیاستمداران و حاکمان کشور راهی برگزینند که کمترین هزینه جانی، مالی، عمرانی، زیرساختی، سیاسی و اجتماعی برای کشور داشته باشد.
تا ببینیم در این زورآزمایی، کدامیک از این دو طیف سیاسی (تندروها و میانه رو یا تقابل گرایان و تعامل گرایان) سرنوشت کشور را تعیین میکنند؟!